تبليغاتX
چکاچاک

چکاچاک

حیدر جبهه ها

شاید دیر باشه ولی...

 

شایعه شده بود منافقن. رفتن پیش امام.

امام پرسید : احمد! تو منافقی؟؟

حاج احمد گفت : نه.

امام گفت: پس برو به کارت برس.

 

به همین سادگی.

 

سالم برگرد...

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387ساعت 2:30  توسط الاحقر استاد  | 

نسل آخر


هرکس خودشو واسه جاودانگی ویا ارضای یکسری از تمایلات درونی به یک چیزی متصل میکنه

حالا اون چیز میتونه شهر,زمان ویا یک نسل خاص باشه

12خرداد امام رفت

14خرداد امام دفن شد

عمر من یکی که به جنگ (البته بصورت کامل) که قد نمیده ولی...

ولی اینو میدونم که من متعلق به آخرین نسلیم که امامو یادش میاد

احساس وظیفه بوسیدن صفحه فلوروسنت حساس به رطوبت تلوزیون فقط به جرم نشون دادن عکس امام 

زندگیشو , عشقشو( ویا حداقل عشق بزرگترامونوبه امام ) و تشیع بدنشو

یاد آوریش کار سختی نیست

فقط یه ذره مرام معرفت باهاس خرجش بکنی

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387ساعت 0:45  توسط الاحقر استاد  | 

آلبالا لیل والا

A)
نیروی هوایی یا هواجا! یکی از ارکان سه گانه چارت ارتش است
B)
هر جوان غیر دانه درشت ایرانی باید خدمت سربازی را بگذراند
C)
نیروی هوایی در اکثر شهر های بزرگ ایران پایگاه دارد 
D)
من یک سربازم
E)
من یک بدشانسم
,,,,,,,

A+B+C+D+E=>
تهران-اصفهان-کوشک نصرت-بوشهر-شیراز-بوشهر یا عسلویه

A+B+C+D+E=>
من یک جهانگرد آواره ام  
,,,,,, 

اللهم ارحم من لا یرحمه العباد و لا یقبله البلاد

 

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم خرداد 1387ساعت 17:28  توسط الاحقر استاد  | 

سپایش

از ابتذال متوجهتون متپاسگذارشم!!

شایسه نیست وقتی استاد اسمشو میاره....

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم خرداد 1387ساعت 17:27  توسط الاحقر استاد  | 

ABOUT Us ,, ABOUT Me

 

هر كس مرا شناخت كه شناخت، و براى آنان كه مرا نشناختند با معرفى پدران و خاندانم خود را به آنان مى‏شناسانم. هر كس مرا شناخت كه شناخت، و براى آنان كه مرا نشناختند با معرفى پدران و خاندانم خود را به آنان مى‏شناسانم.

اى مردم! خداوند به ما شش خصلت عطا فرموده و ما را به هفت ويژگى بر ديگران فضيلت بخشيده است، به ما ارزانى داشت علم، بردبارى، سخاوت، فصاحت، شجاعت و محبت در قلوب مؤمنين را، و ما را بر ديگران برترى داد به اينكه پيامبر بزرگ اسلام، صديق (امير المؤمنين على عليه السلام)، جعفر طيار، شير خدا و شير رسول خدا صلى الله عليه و آله (حمزه)، و امام حسن و امام حسين عليه السلام دو فرزند بزرگوار رسول اكرم صلى الله عليه و آله را از ما قرار داد

اى مردم! من فرزند مكه و منايم، من فرزند زمزم و صفايم، من فرزند كسى هستم كه حجر الاسود را با رداى خود حمل و در جاى خود نصب فرمود، من فرزند بهترين طواف و سعى كنندگانم، من فرزند بهترين حج كنندگان و تلبيه گويان هستم، من فرزند آنم كه بر براق سوار شد، من فرزند پيامبرى هستم كه در يك شب از مسجد الحرام به مسجد الاقصى سير كرد، من فرزند آنم كه جبرئيل او را به سدرة المنتهى برد و به مقام قرب ربوبى و نزديكترين جايگاه‏مقام بارى تعالى رسيد، من فرزند آنم كه با ملائكه آسمان نماز گزارد، من فرزند آن پيامبرم كه پروردگار بزرگ به او وحى كرد، من فرزند محمد مصطفى و على مرتضايم، من فرزند كسى هستم كه بينى گردنكشان را به خاك ماليد تا به كلمه توحيد اقرار كردند.

من پسر آن كسى هستم كه برابر پيامبر با دو شمشير و با دو نيزه مى‏رزميد، و دو بار هجرت و دو بار بيعت كرد، و در بدر و حنين با كافران جنگيد، و به اندازه چشم بر هم زدنى به خدا كفر نورزيد، من فرزند صالح مؤمنان و وارث انبيا و از بين برنده مشركان و امير مسلمانان و فروغ جهادگران و زينت عبادت كنندگان و افتخار گريه كنندگانم، من فرزند بردبارترين بردباران و افضل نمازگزاران از اهل بيت پيامبر هستم، من پسر آنم كه جبرئيل او را تأييد و ميكائيل او را يارى كرد، من فرزند آنم كه از حرم مسلمانان حمايت فرمود و با مارقين و ناكثين و قاسطين جنگيد و با دشمنانش مبارزه كرد، من فرزند بهترين قريشم، من پسر اولين كسى هستم از مؤمنين كه دعوت خدا و پيامبر را پذيرفت، من پسر اول سبقت گيرنده‏اى در ايمان و شكننده كمر متجاوزان و از ميان برنده مشركانم، من فرزند آنم كه به مثابه تيرى از تيرهاى خدا براى منافقان و زبان حكمت عباد خداوند و يارى كننده دين خدا و ولى امر او، و بوستان حكمت خدا و حامل علم الهى بود.

او جوانمرد، سخاوتمند، نيكوچهره، جامع خيرها، سيد، بزرگوار، ابطحى، راضى به خواست خدا، پيشگام در مشكلات، شكيبا، دائما روزه‏دار، پاكيزه از هر آلودگى و بسيار نمازگزار بود . او رشته اصلاب دشمنان خود را از هم گسيخت و شيرازه احزاب كفر را از هم پاشيد. او داراى قلبى ثابت و قوى و اراده‏اى محكم و استوار و عزمى راسخ بود وهمانند شيرى شجاع كه وقتى نيزه‏ها در جنگ به هم در مى‏آميخت آنها را همانند آسيا خرد و نرم و بسان باد آنها را پراكنده مى‏ساخت. او شير حجاز و آقا و بزرگ عراق است كه مكى و مدنى و خيفى و عقبى و بدرى و احدى و شجرى و مهاجرى است، كه در همه اين صحنه‏ها حضور داشت.او سيد عرب است و شير ميدان نبرد و وارث دو مشعر، و پدر دو فرزند: حسن و حسين. آرى او، همان او (كه اين صفات و ويژگيهاى ارزنده مختص اوست) جدم على بن ابى طالب است .

من فرزند حسين شهيد كربلايم، من فرزند على مرتضى و فرزند محمد مصطفى و پسر فاطمه زهرايم، و فرزند خديجه كبرايم، من فرزند سدرة المنتهى و شجره طوبايم، من فرزند آنم كه در خون آغشته شد، و پسر آنم كه پريان در ماتم او گريستند، و من فرزند آنم كه پرندگان در ماتم او شيون كردند.

امام سجاد(ع)

 

 حالا نوبت خودمه.

بازم تکرار میکنم :

هر كس مرا شناخت كه شناخت، و براى آنان كه مرا نشناختند با معرفى پدران و خاندانم خود را به آنان مى‏شناسانم.

نه حالشو ندارم. برید از بقیه بپرسید.

ولی به قول جمیع دوستان من تو ۳ کلمه خلاصه شدم:

 الاحقر-سید-مسعود-فاضلی

الاحقر رو چون خیلی متواضعانه بود به شمار نی وردم(neyvordam).

پس آنگاه قصه اینگونه به سر شد....

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم خرداد 1387ساعت 6:14  توسط الاحقر استاد  |